استرالوپتیكوس(باز سازی سنگواره)

 

یكی از هفت رده مهره داران، پستانداران  هستند.رده پستانداران در اساس به دو بخش1- تخم گذار2- بچه زا تقسیم می شوند. پستانداران تخم گذار مانند مورچه خوار خاردار، پس از خارج شدن نوزادش از تخم، با پستان خود به آن شیر می دهد.بچه زاها خود به دو دسته 1-کیسه داران 2- بند جفت داران تقسیم می شوند.کیسه داران مانند گانگارو، نوزاد نارس خود را در کیسه ای که روی سطح خارجی شكم خود دارند نگه داری می کنند.بند جفت داران به پانزده راسته مختلف تقسیم می شوند.در بین این پانزده راسته انسان متعلق به راسته نخستیها است.

نخستیها خود شامل دو تیره 1- پیش از میمون ها 2- انسان نما ها می باشند.انسان نما ها حیواناتی هستند که از نظر جسمی و رفتاری بیشتر از همه جانداران دیگر به انسان شبیه هستند.از زمان های بسیار دور تاکنون رفتار بشر با این انسان نما ها بسیار متفاوت و در تناقض بوده است به قسمی که مردمانی که در محیط زندگی خود با این حیوانات سروکار داشته اند و رفتار هوشمندانه آنها را نسبت به دیگر حیوانات دیده اند علاقه وافری به آنها دارند.به قسمی که حتی در مناطقی این موجود را مقدس و قابل پرستش می دانستند.اما بر عکس در جوامعی که از این موجودات دور بوده اند نفرت خاصی نسبت به آنها مشاهده می شود.در آیه شصت سوره مائده غضب خدا را دلیل تغییر شکل افراد خطاکار به صورت میمون و خوک بیان می کند.همچنین ملل مختلف که از این موجودات دور بوده اند و شناخت کمی از آنها داشته اند نفرت خود را در ادبیات و ضرب المثل های خود نسبت به این موجودات بیان می کرده اند.

تیره انسان نماها خود به دو فوق خانواده 1- میمون ها 2- بشر نما ها تقسیم می شود.میمون هاخود شامل دو خانواده 1-مارموست ها 2- میمون ها هستند.

فوق خانواده بشر نما ها خود به دو خانواده 1- بشروارها  2- گپی ها تقسیم می شوند.گپی ها شامل گیبون ها،اورانگوتان ها، شمپانزه ها و گوریل ها هستند.

خانواده بشر وارها خود به دو زیر خانواده 1- بشرها  2- بشر-گپی ها(سنگواره) تقسیم می شوند.

زیر خانواده بشرها خود به دو جوخه 1- انسان 2- انسان راست قامت(سنگواره) تقسیم می شود.

جوخه انسان ها خود شامل دو گونه 1- انسان اندیشمند اندیشمند(انسان امروزی) 2- انسان اندیشمند(سنگواره).

بشر- گپی ها، انسان راست قامت و انسان اندیشمند همه در زمان های پیش می زیستند و امروزه فقط سنگواره های باقی مانده از آنها گواه و جودشان در گذ شته های دور است.همه اطلاعاتی که ما اکنون از این موجودات دراختیار داریم اطلاعاتی است که دانشمندان دیرینه شناس به کمک علوم مختلف از این سنگواره ها استخراج کرده اند.

همانطور كه خواندید بر خلاف تصور عموم، انسان از میمون متكامل نشده است بلكه تنها درحدود ده میلیون سال قبل انسان و میمون جد مشتركی داشتند، كه این جد مشترك دو زیر خانواده انسان و گپی ها را بوجود آورد.

 

حدود هفت میلیون سال قبل انسان نما ها پدیدار شدند.دانشمندان دلیل بوجودآمدن این موجودات را تغییرات آب و هوایی می دانند.در روزگاران ما قبل تاریخ، چندین عصر یخبندان بوجود آمده است.در این روزگار درختان بسیاری از بین می رفتند پس تراكم جمعیت میمون ها بر درختان فزونی می یافت، در نتیجه رقابت برای به دست آوردن غذا ومكان تنها به قوی ترها اجازه بقا می داد پس ضعیف ها از بین می رفتند.در این بین قوی ها حیواناتی بودند كه سازگاری بیشتری با محیط زیست داشتند یعنی گونه هایی با دستان كوتاهتر كه هم بتوانند بدون و جود درختان زندگی كنند و بتوانند انواع غذاها را خارج از محیط پرجمعیت جنگل به دست آورند و قادر به خوردن آن باشند.انسان نما ها كم كم با جدا شدن از درختان راست قامت شدند كه این راست قامتی كمك شایانی به تكامل آنها نمود چرا كه هم دستان آزاد شدند و هم سرعت عملشان بالا رفت همچنین تغییر شیوه غذایی و خوردن گوشت درتكامل مغز نقش به سزایی داشت.

انسان نما های اولیه چهار میلیون سال قبل می زیستند.و به "استرالوپتیكوس" معروفند.آنها مغز كوچكی داشتند و برخی دانشمندان معتقدند كه توانایی شكار و ساختن ابزار نداشتند.مدرك شناسایی این جنس سنگوارهایی است به نام "كودك تائونگ" و "لوسی" كه در موزه نگهداری می شوند.لوسی از نظر تحقیقات ژنتیكی دارای اهمیت فوق العاده است چرا كه دانشمندان با مقایسه DNA او با انسان امروزی در مورد نیای مشترك انسان با انسان نما ها به قطعیت رسیدند.پس از لوسی سیزده سنگواره دیگر در اتیوپی یافت شد. عده ای از دانشمندان معتقدند استرالوپتیكوس به "هوموهابیلیس" تكامل یافت.

 در سال 1931در "تنگ الدووای" كه در شرق آفریقا واقع است هزاران ابزار سنگی یافت شد كه نشان داد هوموهابلیس(انسان زیرك) ابزار می ساخته است.اما او در مقام مقایسه با دیگر گونه های هومو دوام چندانی نداشت، وبه "هومو اركتوس" تكامل پیدا كرد.

 

 

همواركتوس(باز سازی تصویر سنگواره)

 

هومواركتوس یا همان انسان راست قامت نخستین بار در حدود 8/1 میلیون سال پیش بر روی زمین پدیدار شد.سنگواره او به نام انسان جاوه و انسان پكن در موزه نگهداری می شود.انسان جاوه از این جهت اهمیت دارد كه تا مدتها تصور می شد كه این انسان نما حلقه گمشده تكاملی بین میمون و انسان است.هومو اركتوس تا هفتصدهزار سال قبل می زیسته است. او نخستین انسان نمایی بود كه با آتش آشنا شد،چرا كه در غار "جوكوتین" آثاری از اجاق های دست ساز و استخوان های حیوانات شكار شده مربوط به زمان حیات این انسان یافته اند. هومواركتوس از زادگاه خود به سمت آسیا و اروپا مهاجرت كردكه پس از آن جوخه ای از انسان به نام "هومو ساپینس" از نسل او به تكامل رسید.

انسان اندیشمندیا "هوموساپینس" حدود پانصد هزار سال قبل در دوره عصر حجر قدیم در افریقا،اروپا و شرق آسیا پدیدار گشت.سنگواره به دست آمده از این انسان متعلق به چهار صدهزار سال قبل است كه علت مرگ او عفونت گوش بوده است.همچنین فسیل هایی متعلق به دویست و دیگری هشتصدهزار سال قبل می باشد.هومو ساپینس به واسطه جمجمه بزرگترش از هومواركتوس تشخیص داده می شود.گونه معروفی از انسان اندیشمند انسان نئاندرتال است كه فسیل این انسان اولین بار در غاری به همین نام در آلمان یافت شد.نئاندرتال یكصدو سی هزار سال قبل پدیدار شد.این انسان قادر به روشن كردن آتش بوده و می توانسته حیوانات را از فاصله دور شكار كند.این اولین گونه از انسان بوده كه مردگان خود را دفن می كرده است،و صاحب آیین های ویژه ای بوده است.دانشمندان علت بزرگی جمجمه این انسان را نسبت به انسان امروزی عضلات نیرومند او می دانند.در سال 1983 فسیلی از این انسان در خاك اسراییل یافت شد كه متعلق به شصت هزار سال قبل بود این فسیل نشان داد كه این انسان ناطق بوده یعنی می توانسته حرف بزند.اما ابزار بدست آمده نشان میدهد كه قدرت خلاقیت و نوآوری نداشته است.این گونه همنوع خوار بوده اما دلیل این همنوع خواری هنوز مشخص نشده است.نئاندارتال در طول عمر خود به آخرین عصر یخبندان كره زمین یعنی حدود هفتاد هزار سال پیش كه سردترین دوره های زمین بوده است، برخورد نموده است.

انسان اندیشمند در برخی نواحی بطور كامل منقرض گردید(نئاندرتال لوانت)كه از DNA او چیزی به انسان امروزی نرسید. و در بعضی مكانها تكامل یافت(هومونئاندرتالنسیس) و به انسان اندیشمند اندیشمند یا هومو ساپینس ساپینس (انسان امروزی) تبدیل گردید.

نخستین انسان های امروزی درآفریقا بین 200-50هزارسال قبل در خاورمیانه 100در استرالیا 60 و در اروپا 20 هزار سال پیش پدیدار شدند.این زمان مقارن دوره عصر حجر جدید و اواخر دوره زمین شناسی پلئیستوسن بوده است.این انسان بلندتر از انسان نئاندرتال اما عضلات ضعیف تری داشتند و تا حدود زیادی هم شكل انسان های امروزی بودند.این انسان به واسطه پاهای بلند خود توانست به مكان های مختلف مهاجرت نماید.او در كار ابزار سازی، نوآوری و خلاقیت داشت چرا كه بر خلاف انسان نئاندرتال مبتكر ابزار چند قسمتی بود و به واسطه قدرت خلاقیت خود توانست برای اولین بار هنر بیافریند و سر پناهی برای زندگی خود ایجاد كند.این انسان برای شكار حیوانات بزرگ دسته جمعی به شكار می رفت.غارهایی در كشور فرانسه و اسپانیا یافت شده كه مربوط بین 34 تا 12 هزار سال قبل است كه درآنها گونه ای از این انسان به نام "كرومانیون" تصویر حیواناتی را بر دیواره این غارها نقاشی كرده اند. آثار بدست آمده نشان می دهد كه باورهای دینی دربین این انسان ها شكل گرفته است.دانشمندان دیرینه شناسی به نام لیكی و لوین می نویسند:« شاید پس از یكصد هزار سال، چیزی حدود پنج هزار زبان بوجود آمد و این رقمی است كه در دوره های تاریخی متاخر ثبت شده است.همه این پنج هزار زبان با رابطه پیچیده ای به یك زبان مادر مربوط می شود.» همچنین در این دوره كشاورزی و داد و ستدتوسط انسان ابداع شد.

در ابتدای عصر حجرقدیم(5/2میلیون سال قبل) انسان نما هایی پا به این عرصه خاكی نهادند كه بیشتر رفتار میمون ها را داشتند اما در پایان عصر حجرجدید(10هزار سال پیش) كه انسان، وارد دوره مفرغ می شد زمین پر از انسان های هوشمندی بود كه بر همه موجودات برتری داشتند.